چنان که حافظ شیرازی «کنار آب رکناباد و گلگشت مصلی را» در شیراز با شیفتگی تمام بیهمتا ستوده بود، خواندمیر هروی نیز مفتون «هوای دشت کازرگاه و آب جوی سلطانی» هرات گردیده و چنین سرودهاست:
نسیم خلد و عمر خضر میبخشد اگر دانی
هوای دشت گازرگاه و آب جوی سلطانی
آب جوی سلطانی از پنج قرن بدین سو یکی از شریانهای حیاببخش شمال هرات عزیز است که از رود پاشتان (در بین راه هرات – کرخ) سرچشمه گرفته و تا قریۀ ساقسلمان در انتهای غربی ساحۀ خیابان تاریخی امتداد یافتهاست.
طول نهر سلطانی از رود پاشتان تا ساقسلمان به قول اسفزاری شش فرسخ و قرار اطلس جغرافیایی سال 1353 تقریباً 20 کیلومتر بوده و درین مسیر قریۀ شیدایی، باغ شیدایی، دامنه کوه زنجیرگاه (قریۀ گازرگاه)، تخت سفر، دامنۀ کوه مختار و ساحۀ خیابان را آبیاری مینموده است. البته در زمانهای پیشین بیشتر این مناطق توسط جوی نو آبیاری میشد و نیز اراضی خیابان از نهر سبقر نیز آب میگرفته است ولی چون آب جوی نو به دامنههای بلند کوه شمالی نمیرسیده و از طرفی نهر سبقر به مرور زمان پائین افتاده جوی سلطانی را احداث نمودهاند.

جوی سلطانی، اردیبهشت/ثور 1404 خورشیدی، عکس: حفیظ فرسام
برخی از مردم حفر جوی نو را به سلطان ابوسعید گورگانی تیموری (861-873ق.) و احداث جوی سلطانی را به سلطان حسین میرزای تیموری (873-912ق.) نسبت میدهند. در حالی که جوی نو قبلاً در روزگار ملوک کرت نیز جاری بودهاست. خواندمیر در «حبیبالسیر» آنجا که چگونگی رویداد ازدواج پیرمحمد پسر ملک غیاثالدین پیرعلی آخرین فرد ملوک کرت با خواهرزادۀ امیر تیمور گورگانی را شرح میدهد از جوی نو چنین نام میبرد: «ملک غیاثالدین پیرعلی از کنار جوی نو چارسوق درون شهر هرات چارطاقها برافراخته چند روز به تمهید بساط جشن و سور و عیش و سرور پرداخت.»
بدان گونه که از کتب تاریخ و جغرافیای هرات بر میآید پیشینۀ بیشتر نهرهای هرات به زمانههای قبل از هجوم مغول میرسد و آن نهرهای هرات به زمانههای قبل از هجوم مغول میرسد و آن نهرهایی که به اثر تخریبات مغولها مسدود و خشک شده بود در زمان ملوک کرت و تیموریان ترمیم و تجدید حیات یافتهاست. پس امکان دارد که جوی نو باری در زمان سلطان ابوسعید تیموری پاکسازی شده باشد. ولی در مورد عصر و چگونگی حفر جوی سلطانی شکی وجود ندارد در «روضاتالجنات» زمچی اسفزاری چنین میخوانیم:
«و به سبب جوی سلطانی که از متحدثات سلطان سعید شهید سلطان ابوسعید که از رود پاشتان برداشتهاند و در کمر کوه زنجیرگاه روان است و مساعی معمار بدایعنگار این پادشاه جمجاه از نواحی گازرگاه تا چشمۀ سلیمان که قریب به یک فرسخ است بلکه از دهن پاشتان تا قریۀ ساقسلمان که شش فرسنگ باشد تمام دشت و دامن کوه و باغ و چمن و حضیره و گلشن شده[است].»
همچنان غیاثالدین خواندمیر در کتاب «دستورالوزراء» شرحی مبسوط نگاشته و از آن پیداست که جوی سلطانی به توجه سلطان ابوسعید تیموری و به کوشش و همت وزیر و خواجه قطبالدین طاوس احداث گردیدهاست. خواندمیر در این مورد مینویسد:
«رشحهای از بحر آثار آن خواجۀ خجستهاطوار، جوی سلطانی است که در جانب شمال دارالسلطنۀ هرات از رود پاشتان جریان یافته و بدان واسطه چندین هزارباغ و بوستان و حظیره در گازرگاه و دامن کوه زنجیرگاه و مختار تا چشمۀ ماهیان از خارستان عدم به گلزار وجود شتافته هر یک در نضارت ریاض رضوان و در خضارت غیرت افزایی ساحت آسمان، طوطی شکرستان فصاحت از خطوط سبزۀ روحپرور آن بساتین خلدآئین مضمون کلمۀ «روضة من ریاض الجنه» بر میخواند و بلبل دستانسرای بستان بلاغت در صفت لطافت آن منازل جنتتزئین، مصرع: روضة ماءِ نهرها صلصال، بر زبان میراند، بیت:
همه در خرمی بسان بهار / گشته در دیدهها بهار نگار
از سپهرش به خضرت آمده ننگ / وز بهشتش به نزهت آمده عار
نقل است که چون خواجه قطبالدین طاوس کمال توجه خاطر سلطان سعید را به جریان آن آب عذوبتمآب معلوم کرده بود قرب دویست نفر برزیگر و چاهخو که هر یک فرهادصفت جوی در بیستون کندی و به نوک تیشۀ خارانگار رخنه در دل سنگ افکندی از مزارع خود آورد و آن جماعت مدت دو سال در آن کار مشقت کشیدند، تا آخر آب امانی و آمال در جویبار دولت و اقبال جاری دیدند، و چون آب در جریان آمده به دامن کوه مختار رسید، خواجه مقداری در ظرفی کرده مصحوب تواجی به اردوی همایون که در آن زمان متوجه عراق بود ارسال نمود و در آن محل که چشم سلطان بحرموهبت بر آن آب افتاد مراسم شکر فیاض علی الاطلاق بجا آورده، زبان به ادای این سخنان بگشاد که احداث جوی سلطانی نزد من بر فتح عراق ترجیح دارد زیرا که بدان سبب شمال دارالسلطنۀ هرات روی به کمال معموری و آبادانی میآورد و فی واقع، بیت:
نسیم خلد و عمر خضر میبخشد اگر دانی
هوای دشت گازرگاه و آب جوی سلطانی
القصه: بنابر حدوث این جوی که به یمن سعی و اهتمام خواجه قطبالدین طاوس به وقوع انجامید، میرزا سلطان ابوسعید در ازدیاد مرتبه وزیر صاحب تأیید کوشیده، پایۀ قدر و منزلتش را بلندتر گردانید.»
خدای (ج) را شکرگزاریم که اگر در زمان تیموریها در احداث جوی سلطانی بر فتح عراق ترجیح داده شد، در عصر ما نیز با تکرار نیک تاریخ زرّین هرات بار دیگر اهمیت جوی سلطانی در شرایط کنونی توسط امیر روشنضمیر ما نمایاند، و به یمن توجۀشان، کار احیای آن در صدر برنامههای بازسازی قرار گرفت چنان که ریاستهای انکشاف دهات و آبیاری و منابع آب دست به هم دادند و با پاکسازی و پختهکاری جوی سلطانی آب رفتۀ آن را باز جاری نمودند و به شادابی و سرسبزی از دسترفتۀ مناطق شیدایی، گازرگاه، تخت صفر، و تپۀ ارغوان حیات تازه بخشیدند.
مآخذ و یادکردها:
این مقاله برای نخستینبار در روزنامۀ «اتفاق اسلام»، نهم حوت 1371، صفحۀ سوم، منتشر شدهاست.