طلیعۀ بهار باب نوینی را از زیبایی، شادابی و سرسبزی بر موجودات روی زمین میگشاید و انسانها نیز با جوش و خروش تازهای در هر گوشه و کنار با استفاده از فرصت و استفاده از هوای با طراوت و فرحبخش، به طرح و پیریزی زندگی نو و سیر و تفریح میپردازند.
این سر و سامان بخشیدن و تفریح و خوشگذرانی در هر محیط، منطقه و هر ولایت مطابق به سنتهای باستانی، فرهنگ و عنعناتشان تفاوت میکند؛ مثلاً در بسا جاها تفریح به شکل دستههای کوچک و یا خانوادگی صورت میگیرد و در برخی جاها مطابق به شرایط جوّی، میلهها به گونۀ اجتماعی به اوقات و روزهای معیّن برگزار میشود.
در ولایت باستانی هرات به اساس سنتهای تاریخی مردم، چگونگی برگزاری میلهها با در نظرداشت اوقات معیّن و تفرجگاههای معیّن به گونههای مختلف و معیّن فرق میکند که به طور خلاصه مطالبی چند درین باره به خدمت علاقهمندان تقدیم میکنیم:
نخستین میلههای موسمی و مشهور هرات، میلههای «تخت صفر» است. تخت صفر در دامنۀ کوه گازرگاه (جایگاه پیر هرات) که به کوه «زنجیرگاه» مشهور است طرف شمال شهر هرات موقعیت دارد و از جوی مشهور «سلطانی» آبیاری میشود و حوضهای عمیق ذخیرۀ آب برای سرسبزی آن ساخته شدهاست.

تخت صفر جایی قدیمی است و خلق هرات، ساختمان آن را در قرن نهم هجری به ذوقمندی به نام «صفر» نسبت میدهند که به مروز زمان با کسب اهمیت تفریحی و شادابی خود به گونههای مختلف تغییر ساختمان یافته و با غرس درختانی از قبیل: ناجو، سرو، تاک، فیل گل، گل ارغوان، بادام، و چمنهای مقبول، مزیّن و سرسبز گردیدهاست.
این تفرجگاه زیبا که موقعیت طبیعی دارد با کوه بزرگ و درۀ زیبایی مشهور به «شغالو» زیباتر شده و بر کیفیت آن افزوده و از طرفی پارک و تفرجگاه نوساز «ارغوان» به جانب غرب، به زیبایی و وسعت آن ارزش بیشتری دادهاست.
تخت صفر با موقعیت کوهی و پستی و بلندیهای طبیعیای که دارد به صورت تختهای طبقهطبقه ساخته شده که تا قسمت کوه در حدود شش طبقه را در بر دارد.
شروع میلههای تخت صفر معمولاً از آخرین روز جمعۀ برج دلو و پس از آن در هر روز با اجازۀ وضع جوّی ادامه مییابد و هم به روز اول سال به نام میلۀ «قُلبهکَشی»* شهرت دارد که با شرکت گروههای انبوه مردم شهر و روستاهای دور و نزدیک برگزار میگردد و در ساعتهای بعد از ظهر به ازدحام مردم افزوده میشود.
دکاندارانی مانند: بقالها، سماوارچیها، رستورانتداران، نخودفروشان و همچنان نجارانی که سامان بازی اطفال از قبیل: عرابه، قِرقِرک، تفنگچه، گردو و غیره را از چوب ساخته و توسط رنگهای جوهری رنگآمیزی کرده میباشند، یک روز پیش برای فروش متاعشان در جاهای معیّن اخذ موقع میکنند.
جالب این است که در هوای سرد و گاهی هم بارانی، چرخهای عرابهدار محلی شیریخفروشان با آوازهای «شیریخ قیماقی» اطفال را به سوی خود میکشاند و شیریخ مشهور هرات را که در تابستان، طرف استفادۀ مردم است، برای خریدن به دسترسشان میگذارد.
درین روزها وسایل تفریح مردم نیز به گونههای مختلف است که از جمله چرخِ فلکسواری، اسب چوبیسواری (که توسط نجاران حرفهای ساخته میشود) و تخمجنگی و نشانزدن و پهلوانی سنتی بین جوانان اردو و جوانان اطرافی و شهری باعث سرگرمی صدها نفر میشود. اسبدوانی و از همه بیشتر بایسکلدوانی که بنا به موقعیت مرتفع و بلندیها و طبقات تخت صفر صورت میگیرد با سایر وسایل ساعتتیری به رونق این میلهها میافزاید و آوازخوانان محلی که در خیمههای سماوارداران اخذ موقع کرده و از هر طرف مردم را به دور خود جمع کرده میباشند، با آوازخوانیشان مشتریان زیادی را برای صاحبان خیمه و سماوار گرد میآورند. این شور و هیجان و ساعتتیریها تا مقارن شام ادامه مییابد و مردم با ختم میله برای خود و خانوادۀشان به طور شیرینی و تحفۀ میله، کشمش و نخود و سایر میوههای خشک را خریده و به طرف شهر و خانههایشان میروند.
بدین ترتیب، میلۀ روزهای جمعه تا روز اول سال دنبال میشود و مرسوم است که در شب اول سال، هر کس باید در خانۀ خود غذای خوب از گوشت و برنج و غیره بپزد و نیز معتقدند که باید درین شب و روز هر کس از خُرد و بزرگ در جیب خود پول داشته باشد، برای این که تا پایان سال، صاحب غذای خوب و پولدار بماند.
همچنان در روستاهای جوانب شهر، مردم معتقدند که هر کس باید در شب اول سال بعد از غذای خوب، نان گرم تندوری [تنوری]، پخته و صبحگاه با نهار خود «باقلی» پخته بخورد و میگویند که با خوردن باقلی در صبح اول سال تا ختم همان سال او را گژدم (عقرب) نمیگزد. باقلی را معمولاً بین تندورهای خانگی زیر آتش میپزند.
روز اول سال یا روز قُلبهکَشی هر جوانی که به میله شرکت میورزد و از داشتن نعمت «مادر» برخوردار است، باید سه دانه جوز (چارمغز) را جهت سرسلامتی و ادای حقوق مادر برایش خریده و او را ممنون سازد.
بعد از برگزاری نوروز و میلههای «تخت صفر» نوبت به میلههای مشهور دیگری به نام «چارشنبه اول سال» میرسد که در محل دیگری به نام «دشت ابوالولید» در جوار آرامگاه «احمد آزادانی» (د. 232ق. و از جملۀ عارفان هرات) که در دهکیلومتری شمالغرب هرات واقع گردیدهاست، برگزار میشود.

درین روز نیز امتعۀ زیاد برای فروش به محل مذکور برده میشود و وسایل ساعتتیری آن مانند گذشته است و مردم زیادی از اطراف و محلّات دورتر نیز میآیند و جالب است که درین روز، مردم اطراف بین پتوها (قَطیفهها)ی خود انواع نان محلی پخته را که به نام «نان قلف» مشهور و با زردچوبه و برخی با گوشت و تخم آمیخته میباشد، میآورند و چاشت همان روز با هم به دور یک دسترخوان نوش جان میکنند. درین روز، قصابی زیاد به چشم میخورد که گوشت گاو، گوسفند و شتر به فراوانی میداشته باشند و مردم، شام همان روز هنگام بازگشت با خریدن مقداری میوۀ خشک، مقداری گوشت نیز به نام «میلهگی» خریده و به خانههایشان میبرند، به خصوص جوانانی که نامزد باشند این کار را حتماً میکند. درین روز نظر به موقعیت خاکی زمین و کثرت مردم، خاک و باد عجیب همه را متأذی میدارد و به عقیدۀ عامه، «خاکباد» نیز همه ساله در همان روز بعد از ظهر صورت میگیرد.
پس از میلۀ چهارشنبه اول سال، نوبت به میلۀ «شهزاده یعقوب» میرسد که روز پنجشنبه و جمعۀ فردا و پسفردای آن را در بر دارد. «شهزاده یعقوب» از نظر عوام، نام یکی از اولیای هرات است که در 25 کیلومتری جنوبغرب شهر هرات در مسیر راه قریۀ مشهور «کورزان» آرمیدهاست، مگر چون لوحی که گویای شهرت او باشد در اینجا دیده نمیشود، شاید به همین نام و یا شهرت دیگری منسوب بوده باشد.
جایی که میله و تفرج مردم در آن برگزار میگردد، تقریباً به فاصلۀ پنج کیلومتری به طرف غرب مزار یاد شده و دورتر از آن در بین قریههای «رباط سروستان» و «کورزان» و در میان چراگاههای وسیع و سرسبزی قرار دارد.
این سرگرمی نیز همانند سایر میلهها به گونۀ محلی و به اشتراک جمع کثیری از مردم شهر و روستا صورت میگیرد که از شام چهارشنبه اول سال تا شام روز جمعۀ اول سال ازدحام مردم را میتوان یافت.
پس از روز جمعۀ اول سال، نوبت به میلههای جمعه میرسد که طی سه هفته در جوار آرامگاه «امام ششنور» به وسیلۀ جمع کثیری از مردم اطراف و شهر بر پای میشود و به نام میلههای «امام ششنور» شهرت دارد.
امام ششنور مزار مشهور و تاریخی است که «سادات ستّه» نیز گفته شده و عوام آن را «شش تن» هم میگویند و در 25 کیلومتری شرق شهر هرات بین قریههای مشهور «خشت پاشان» (خوشباشان) و «شادیجام» قرار دارد. میلههای امام ششنور به علت موقعیت اطرافی آن خیلی مزدحم است و مردم بسیاری از محلّات و شهر در آن شرکت میورزند. در این میله نیز وسایل سرگرمی مانند سایر میلهها زیاد بوده و خوراکیهای محلی نیز زیاد به چشم میخورد. پس از گذشت سه جمعه، نوبت به میلههای «پل مالان» میرسد.

که در گذشته در جوار «پل مالان» صورت میگرفت و اکنون با اعمار و احداث پارک «پل پشتون» به میلههای «پشتون پل» مشهور است.
درین هنگام طبعاً با گرمی هوا آب دریای هریرود نیز رو به فزونی است و میلههای مذکور خیلی پر کیف است. آببازی و ماهیگیری نیز که از طرف مردم اطراف اجراء میگردد، بر ارزش میله میافزاید. ناگفته نباید گذاشت که به همین ترتیب، میلههای دستهجمعی در دو سه نوبت از طرف زنان هرات نیز در روزهای چهارشنبه اول سال و روز سیزدۀ نوروز در «تخت صفر» و «پارک بهزاد» یا «پارک نسوان»** که به نام «پارک منارها» مشهور است به اشتراک جمع کثیری از زنان برگزار میشود.

درین روزها دکانهای زیادی از طرف زنان مواد غذایی و غیره عرضه میدارند و معمولاً خانوادهها نان پخته را با فرش و وسایل مورد ضرورت از خانههای خود میآورند.
از جملۀ وسایل سرگرمی این میلهها یکی «گازخوردن» است که توسط ریسمان آویخته در شاخههای درختان «ناجو» صورت میگیرد. همچنان در یکی دو روز دیگر میلههایی در پارک «سیّدعبدالله مختار» که در شمال شهر و در قسمت اخیر «خیابان» موقعیت دارد، توسط زنان برگزار میشود.
البته با گرمشدن هوا و ختم میلههای دستهجمعی مردانه و زنانه به شکل خاص گروهی و خانوادگی در تفرجگاههای دیگر مانند: میر داوود، شیدایی، چشمۀ اوبه، چشمۀ توتک، خوشرباط***، رباطپی و خواجه ملاکوهی و غیره میله گرفته میشود که تا اخیر برج میزان و اوایل عقرب ادامه پیدا میکند و در اکثر جایها به نحو شباروزی صورت میگیرد.
این بود مختصری از چگونگی میلههای باستانی و محلی مردم هرات.
این مقاله نخستینبار در مجلۀ فرهنگ خلق، شمارۀ 3 و 4، حمل و سرطان 1358، صص 83-87 منتشر شدهاست.
*«قلبهکشی» یا «جشن روز دهقان» همان جشنی است که در جمعۀ اول ماه اردیبهشت/حمل برای آغاز یک سال خوب برگزار میشود. در این جشن گویا مواشی و گاوها را دهاقین بیرون میبردند و جشن و سرور و پایکوبی کرده، زنان، مردان و اطفال همه به صحرا میرفتند و یک مرد مویسفید، جفتگاو را با یوغ و اسپار آماده کرده، زمین را قلبه یا شیار میکردند و برای آیندۀ خوب دعا و سرور مینمودند. (همین نشریه، صص ۶۶ تا ۶۸).
**«باغ نسوان» از جمله باغهای مشهور حکومتی است که هماکنون در هرات در ساحۀ منارهای مصلّی شهر موقعیت دارد. این باغ نخست بنام «پارک بهزاد» در دورۀ عبداللهخان ملکیار ساخته شد و بعدها به نام «باغ نسوان» تغییر نام یافت و مخصوص زنان گردید. اکنون این باغ به نام «باغ گوهرشاد» یا «باغ زنانه» یاد میشود.
***«قوشرباط»/«خوشرباط» از جمله کاروانسراهایی است که در دورۀ تیموریان به سال 877ق. توسط امیر شجاعالدین برندق از امرای برلاسِ سلطان حسین بایقرا، برای تسهیل عبور و مرور مسافرین بر سر راه کاروانرو هرات به مرو ساخته شد.