گوشه‌ای از رسم و رواج‌های هرات؛ زایمان و شگون‌ها برای نوزاد

خدیجه حسن


در جهان کنونی همان طوری که ساینس و تکنالوژی انکشاف زیاد نموده و پیش رفته، به همین ترتیب علم طب و طبابت نیز سیر تکاملی خود را در پیش دارد و هم‌زمان با پیشرفت علوم دیگر روز‌به‌روز انکشاف نموده و انکشاف می‌کند.

قسمی که سالیان قبل همه چیز شکل ابتدایی و بدوی را داشت، طبابت هم شکل ابتدایی خود را طی می‌کرد اما آهسته‌آهسته با توجه به صحت بشر علم طب پله‌های ترقی و پیشرفت را یکی بعد دیگر طی نموده می‌رود و امیدواری‌های بس بزرگی در این ساحه پدید می‌آید.

ما در این‌جا خواستیم تا از رسم و رواج‌هایی که برای زایمان در ولایت هرات وجود داشت سخن بگویم. ادامه مطلب

ترجمۀ محبوب القلوب نوایی به زبان فارسی

 

احمد حسینی مروی


محبوب القلوب آخرین اثر امیرعلی‌شیر نوایی است که در روزهای پایانی عمرش در سال ۹۰۶ هجری قمری به اسلوب سیاست‌نامه- نصیحت‌نامه به زبان ترکی چغتایی نوشته است.

این اثر ارزشمند در تاریخ فرهنگ و زبان ترکی پس از مقدمه به سه بخش تقسیم شده و هر بخش حاوی چند فصل می‌باشد. بخش نخست (سیاست‌نامه) با چهل سرفصل در بیان کیفیت احوال و افعال مردم است که با ذکر ویژگی‌های سلاطین شروع شده، ویژگی‌ها و صفات لازم ارباب دولت، خادمان رعیت و صاحبان مسالک و باید و نبایدهای هر یک را بیان و بر چگونگی رفتار با مردم مکث کرده است. در قسم دوم کتاب بر ذکر موضوعات مختلف مهم در زندگی انسان، از جمله افعال حمیده و خصال ذمیمه تمرکز شده است. این بخش که با حکایات مختلف زینت یافته، دارای ده فصل است. بخش پایانی هم شامل فواید متفرقه و تنبیهات و اشارات است. در این تنبیهات هم به مسائل مهم پرداخته شده و پس از هر تنبیه یک قطعه، بیت و یا یک رباعی آورده شده است.

ادامه مطلب

نظری بر هنر هرات در شش‌صد سال پیش

محمدآصف فکرت


گرچه ظهور امیرتیمور گورکان، نخست هم‌چو سلفش چنگیز، عامل یک سلسله خرابی‌ها و نابسامانی‌ها در کشور کهن‌سال ما گشت، مگر این فتنه آرامشی در پی داشت و این سواد ظلمت را چشمۀ نوری به دنبال بود.

امیر تیمور که با تحکیم و سلطۀ شگرف و باورنکردنی خویش، از سویی شهرها را ویران می‌کرد، شهریان را بیابانی و کاخ‌گزینان را خاک‌نشین می‌ساخت، با یک هجوم قهّارانه شهری و قبیله‌ای را به خاک و خون می‌کشاند و از ایشان کله‌منارها می‌ساخت، از سوی دیگر با این همه خون‌خواری و سبعیت، به دانش و هنر ذوقی خاص و به دانشوران و هنرمندان علاقه‌ای تام داشت، چنان که حتی در شهرها و جامعه‌هایی که مورد قهر این امیرِ فاتح و مقتدر قرار می‌گرفتند و احیاناً فرمان قتل عام صادر می‌شد، باز هم دانشوران و هنرمندان از این امر مستثنا بودند و امیر تیمور از هر گوشه و کنار، دانشمندان، خطاطان، نقاشان، مذهبان، معماران، حجاران و صحافان را به خود نزدیک می‌کرد؛ زیرا به این اندیشه بود تا پای‌تخت خویش، سمرقند را زیباترین شهر روی زمین بسازد.

شاه‌رخ – فرزندان او – که در هرات بودند به پیروی از علاقۀ پدر به دانش و هنر، به جمع و حمایت هنرمندان پرداخت، چندان که هر جا هنروری از اقصی نقاط آوازۀ دانش‌پروری و هنردوستی شاه‌رخ را شنید رو به سوی هرات آورد و زیر سایۀ حمایت شاه‌رخ به اوج شهرت و آسایش رسید.

ذوق و علاقۀ شاه‌رخ به هنر، مخصوصاً نقاشی، معماری، خطاطی و حجاری تا بدان‌جا بود که فرزندش بایسنغر میرزا – دارالصنایعی در هرات به وجود آورد و در آن‌جا خطاطان، نقاشان، میناتورکاران، جلدسازان و صحافان به کار کتاب‌نویسی و کتاب‌سازی پیوسته مشغول بودند. ادامه مطلب

سید مسعود طلوع، طبیب طنزنویس هرات

محقق عبدالغنی نیک‌سیر


نگاره‌ای از دکتور سید مسعود طلوع در اواخر عمر

در سیر طبیعی تفکرات ادبی و قلم‌زنی‌های پژوهشی که ما داشته‌ایم بسیار کسانی را که مسلک تخصصی‌شان چیز دیگری بوده ولی در ادبیات و یا مقولۀ هنرهای دیگر هم دستی داشته و حتی از نخبگان فکری هم بوده‌اند که در این‌جا می‌توان از دکتور سیدمسعود طلوع یاد کرد که در طبابت مقامی شامخ داشته و در عین حال در ادبیات و به ویژه در نگارش طنز و گاهی هم پرداختن به شعر از خود لیاقت وافی نشان داده است.

طلوع در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در گذر «شیر عسسان» جوار بازار خوش هرات چشم به جهان گشود. در خردسالی از حمایت پدرش سید تقی‌شاه محروم گردیده و در سایۀ عطوفت ناپدری‌اش حاجی میرکاظم شاه حکیم پرورش یافته و در سایۀ ره‌نمودی وی به مکتب راه یافته است. در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکدۀ پزشکی دانشگاه کابل شده و با داشتن لیاقت کافی در این عرصه، طب کابل را با داشتن تخصص در رشتۀ گوش و گلو به پایان آورده است.

در سال ۱۳۵۹ تشکیل خانواده داده و حاصل آن پنج دختر و یک پسر است، که همه در دامان مادر و پدری مهربان، ولی مانند هزاران پدر و مادر داغ‌دیدۀ این کشور، سال‌ها به داغ و سوز یک دختر از دست دادۀشان در جنگ‌های تنظیمی سال‌های ۱۳۷۱-۱۳۷۲ کابل سوخته‌اند و ساخته‌اند.

آن گونه که از رخدادهای زندگی سیدمسعود طلوع به حیث پزشکی حاذق در طبابت و قلم‌زنی‌های وی در ادبیات بر می‌آید، او حیات خود را از نوباو‌گی با شکنج و رنج و درد و محرومیت آغاز نموده و در جوانی و پس از آن هم با ناملایماتی فراوان دست به گریبان بوده است. که این همه باعث گردیده تا او با احساس نظیف و دردآلودی که داشته به سوی ادبیات و آن هم از نوع طنز آن، کشیده شود، طوری که درین زمینه آثاری ارزنده هم نوشته که شایستۀ تحقیق و بررسی است. ادامه مطلب

چارباغ هرات

محمدعلم غواص


چارباغ معروف هرات که تا سال ۱۳۱۴ هجری شمسی مرکز و قرارگاه دارالحکومه و تمام ادارات دولتی بود با عمارات الحاقیۀ جوانب آن، ساحۀ بیست جریب زمین را در وسط محلۀ قطبیچاق (ناحیۀ اول) شهر قدیم هرات، احتوا داشت. بنای اصلی آن به استناد روایات عنعنوی کهن‌سالان، در عصر اقتدار وزیر یارمحمدخان الکوزی در سال ۱۲۵۰ق. تعمیر و تزئین مجدد یافته است.

سراچۀ زرنگار که درب آن از جنوب چارباغ باز می‌شد و تقریباً مهمان‌سرای نشیمن فامیل نایب‌الحکومه و محل ملاقات‌های خصوصی و شخصی او و مدخل حرم‌سرا بود، در سال ۱۳۵۷ق. در زمان زمامداری سعدالدین‌خان نایب‌الحکومۀ هرات با عالی‌ترین هنر نقاشی و گچ‌بری و شیشه‌کاری و نجاری و خطاطی معاصر زینت یافته بود. این سراچه در دو منزل و منزل فوقانی دارای برنده‌های موزون و اتاق‌ها و دهلیزهایی بود که سقف آن چوبین و منقش و در دیوارها تاقچه‌ها و آئینه‌ها، انواع گچ‌بری و رنگ‌آمیزی داشت و حواشی نجاری‌های آن به منتهای تزئینات هنری رنگین آراسته بود. حرم‌سرای وسیع واقع جنوب این سراچه، نیز دو منزله و مخصوصاً عمارات شمالی آن به صورت عالی منقّش بود و در صحن بزرگ آن باغچه‌ها و حوض آب جاری قرار داشت. در سمت غربی صحن چارباغ، سلام‌خانۀ بزرگی به طرز شکوهمند اروپایی، دارای برنده‌ای به ارتفاع یک‌ونیم متر از زمین چارباغ در دورۀ کار محمدسلیمان‌خان نایب‌الحکومۀ هرات در سال ۱۳۳۵ق. آباد شده بود که در آن اجتماعات و ضیافت‌های بزرگ ایام عید و مجالس فوق العاده و دربارهای عام تشکیل می‌شد. ادامه مطلب

شمیره و بنای حصار شمیران هرات

 

دکتر خلیل‌الله افضلی


نخستین زنی که در تاریخ اسطوره‌ای هرات از او سخن به میان می‌آید شمیره است. سیف بن محمد بن یعقوب الهروی مشهور به «سیفی هروی» در کتاب تاریخ‌نامۀ هرات در نخستین روایت از روایات هشت‌گانۀ بنای هرات از شمیره به تفصیل یاد کرده است. به موجب این روایت، بنای شهر هرات در عهد طهمورث بن هوشنگ بن فرست بن کیومرث بود. طهمورث در پایان عمر دراز خود، گرفتار وسوسۀ شیطان شد و دست به تعدی و ظلم به مردم گشود. این رفتار سبب شد که بسیاری از مردم مهاجرت اختیار کنند و به اطراف و اکناف جهان پراکنده شوند. در این مهاجرت‌ها گروهی از صحرانشینان قندهار ابتدا به کابل رفته و پس از آن که آن‌جا با طبع ایشان سازگار نبود، خود را به غور رسانده و سپس وارد اوبه شدند. این منطقه را نیک پسندیدند و به اندک زمانی همه را نعمت فراوان حاصل شد.

پس از مدتی به اثر نزاعی و حادثه‌ای بین اینان جنگ و دشمنی ژرفی ایجاد شد و آتش این جنگ بسیاری را به کام نیستی فرو برد. سرانجام یک قوم غالب شد و قوم مغلوب از اوبه بیرون شدند و به وادی «گواشان علویان» در نزدیکی شهر هرات امروزی کوچ کردند. چند سال در این‌جا بودند و در این چند سال هر چند وقت قوم غالب به منطقۀ اینان حمله کرده و مال و دارایی‌شان را غارت می‌کردند. این گروه چون پناه‌گاه‌ها و امکانات دفاعی مناسب نداشتند ناچار در برابر گروه مهاجم تسلیم بودند. تا این که پس از سال‌ها جمعیت اینان زیاد شد و در میان آن‌ها زنی زیبا و دانا به نام «شمیره» سر بلند کرد. شمیره دختر جمان افریدون بود و به آراستگی و نیکونامی مشهور بود. او به زودی رهبری قوم خود را به دست گرفت. تمام افراد قوم از این زن اطاعت می‌کردند و او هم برای رعیت خویش از هیچ لطفی دریغ نمی‌کرد. ادامه مطلب

نگاهی به زندگی و آثار شیخ محمداعظم جامی الاحمدی

مهندس احمد جامی الاحمدی


مرحوم شیخ محمداعظم جامی الاحمدی فرزند شیخ سلطان‌احمد جامی الاحمدی فرزند شیخ عبدالحبیب جامی الاحمدی از اولاد و احفاد شیخ‌الاسلام احمد جامی (قدس سره) می‌باشد که در سال ۱۲۸۵ش. در قریۀ زیارتجاه در جنوب هرات پا به عرصۀ وجود نهاد. پدر و مادرشان را در خُردی از دست دادند و تحت کفالت عموی‌شان شیخ محمدامین جامی الاحمدی قرار گرفتند و بعد هم‌راه با برادران‌شان به سرزمین آبایی‌ تربت جام فرستاده شدند و در آن‌جا نظر به حُسن خلق و دیانتی که داشتند مورد محبت اهالی آن‌جا قرار گرفتند و با بزرگانی چون حاجی قاضی رفاقت خاصی داشتند و با حاجی‌ آخندصاحب عبدالحمید که از هرات به سفر حج می‌رفتند و در تربت جام منزل کرده بودند، آشنا شدند و نزد آن‌ها دروس دینی و معرفت آموختند که تا پایان عمر به این شخصیت روحانی رابطۀ دینی و عرفانی داشتند. ادامه مطلب

فراخوان مقالات برای شمارۀ دوم نامۀ بایسنغر (۱۳۹۹ خورشیدی)

 

مؤسسۀ پژوهشی بایسنغر شمارۀ دوم «نامۀ بایسنغر» سال‌نامۀ این نهاد را به پژوهش‌های مختلف در عرصه‌های ادبیات، قوم‌شناسی، تاریخ و هنر هرات کهن و مناطق همجوار آن (شامل بادغیس، غور، اسفزار، غرجستان، چشت، جام، و …) اختصاص داده است لذا از شما پژوهش‌گر ارجمند دعوت می‌شود با ارسال مقالات و نوشته‌های خود در موضوعات و محورهای زیر این نامه را پربارتر سازید.

۱- ادبیات:

۱-۱- مکتب‌های ادبی هرات

۱-۱-۱- مکتب ادبی هرات در زمان سلجوقیان (ازرقی هروی و …)

۲-۱-۱- مکتب ادبی هرات در دورۀ آل کرت (امامی هروی، ربیعی پوشنگی، سیفی‌هروی، رکن‌الدین صائن هروی و …)

۳-۱-۱-  مکتب ادبی هرات در دورۀ تیموریان (عبدالرحمن جامی، میرعلی‌شیر نوایی، بنایی هروی، آصفی هروی و …)

۴-۱-۱- مکتب ادبی هرات در دورۀ صفوی (حیدر کلیچ، فصیحی هروی، حسن خان شاملو، بهشتی هروی، ناظم هروی، درویش واله، میرزا ارشد برنابادی، میرزا ابوطالب برنابادی و …)

۲-۱- تذکره‌نویسی در هرات (طبقات‌الصوفیه، تذکرۀ دولتشاه سمرقندی، نفحات‌الانس، مجالس‌النفایس، مجالس‌العشاق، مجمع‌الشعرای جهانگیری، رشحات عین الحیات، روضه‌السلاطین، جواهرالعجایب، تحفه‌الحبیب، بدایع‌الوقایع، تحفۀ سامی، تذکرۀ محمدرضا برنابادی و …)

۳-۱- فرهنگ‌نگاری در هرات (ازهری هروی در لسان‌العرب،‌ تحفه‌الاحباب اوبهی، ریاض‌الفتیان بن حسام هروی و …)

۴-۱- انشاء و ترسل (فرائد غیاثی یوسف اهل، منشأت شرف‌الدین علی یزدی، همایون‌نامۀ محمد بن علی مخزن‌الانشاء واعظ کاشفی، منشاءالانشاء عبدالواسع باخرزی، جوامع‌الانشاء مولانا حسین هروی، نسخۀ ترسل معین‌الدین اسفزاری، نامۀ نامی غیاث‌الدین خواندمیر، ریاض‌الانشاء محمود گاوان ،شرف‌نامۀ عبدالله مروارید و …)

ادامه مطلب

غاوردان یا بغاوردان؟

عبدالحی حبیبی


غوردان، غاوردان یا بغاوردان یکی از دهات قدیمی در پانزده کیلومتری جنوب‌شرق شهر هرات و در شمال هری‌رود واقع بود که از نهر سبقر آبیاری می‌شد. از این ده، دانشمندان بزرگی برخاست. بنا به گفتۀ عبدالرئوف فکری سلجوقی مصحح رسالۀ مزارات هرات (۱۳۴۳ش.) قلعه و باغی به نام غوردان در این منطقه مشهور بود که تا حدود سال‌های ۱۳۳۵ خورشیدی آبادان بود و پس از آن به هم پاشید و از میان رفت. این قلعه در کنار مزار ابوحفص غاوردانی قرار گرفته بود که بین اهالی مشهور به مزار خواجه غوردانی است. از حدود سال‌های ۱۳۳۰ خورشیدی در محل بغاوردان دهی دیگر با نام «قلعۀ فراهیان» آباد شد. در مجموع، اراضی بغاوردان/غاوردان/غوردان کنونی بین روستاهای کشکک، قلعۀ فراهیان و امام شش نور تقسیم شده است. این روستا متفاوت از روستای غوران در ۲۵ کیلومتری شرق هرات است.

در جمله فرآورده‌های مدنیت انسانی که فرهنگ و زبان و نسل‌های بشری در آن به وجود می‌آید و پرورده می‌شود، اماکن و بلاد و ساحات حیات بشری‌ است که شناسایی رجال تاریخ با انتساب به این بلاد ممکن می‌گردد و آن‌چه در یک ساحۀ بشری خلق گردیده و آن ساحه امروز جزو یک مملکت است تمام آن مواریث، مایۀ تاریخ و فرهنگ مردم آن کشور شمرده می‌شود و بنابراین حفظ نام‌های قدیم بلاد و اماکن جغرافی، از کارهای بسیار نافع است که با آن تاریخ و فرهنگ آن‌جا معرفی می‌گردد و جزو مواریث مردم همان مکان شمرده می‌شود.

ادامه مطلب

عقد قرارداد ترجمۀ کتاب فتوحات طایفۀ جمشیدی

مؤسسۀ پژوهشی بایسنغر ترجمه و انتشار کتاب «فتوحات طوایف جمشیدی» را در قراردادی با اکادمی علوم اتریش به دست آورد.

جمشیدی‌های مهاجر در خوارزم

«فتوحات طوایف جمشیدی» کتابی ارزشمند است به زبان جغتایی ازبکی که ماجرای مهاجرت و کوچ اجباری قوم جمشیدی هرات به قلمرو خان خوارزم در ازبکستان کنونی را در سال‌های میانی سدۀ سیزدهم خورشیدی بیان کرده است. این کتاب را ایش مراد بن آدینه محمد العلوی که خود فرزند یکی از قضات نام‌آور و درباریان نزدیک خان بوده، نوشته است. او چشم‌دیدهای خودش را از اوضاع و احوال مهاجرین جمشیدی در حدود سال‌های ۱۲۵۷ق. به تحریر درآورده است.

دست‌نویس منحصر به فرد این کتاب چندی پیش از کتاب‌خانۀ انستیتوت شرق‌شناسی ابوریحان بیرونی در تاشکند شناسایی شد و سپس نوریاغدی تاشوف از محققان این کشور آن را با مقدمۀ ممتع انگلیسی در سال ۲۰۱۸ در وین منتشر کرد.

جمشیدی‌ها طبق روایت این کتاب، حسب میراث نظامی‌گری، ساختار ملوک الطوایفی وقت و ایجابات زمان، بعد از اندک زمانی از مهاجرت، جذب تشکیلات نظامی اردو و قشون خوارزمیان می‌شوند. آن‌ها ظاهراً با چنین روی‌کردی توانسته بودند تعادل قدرت را تا حدودی به نفع این خان‌نشین تغییر بدهند. ادامه مطلب